یادگار | |||
نقل مکان به kia-iran.blogfa.comسلام به تمام دوستان عزیز و همراه. این وبلاگ به نقل مکان کرد لطفا بر سر ما منت گذاشته از وبلاگ ما دیدن فرمایید. یادتون نره منتظرم اللهم عجل لولیک الفرج
زندگی دفتری از خاطره هاست
زندگی دفتری از خاطره هاست ... یه نفردر دل شب یه نفردر دل خاک یه نفر همدم خوشبختی هاست چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد تاریکم و شب از دل من می جوشد تکراریم آنقدر که حالا دیگر DJ Aligatorعلي مواساط جزو معدود دي جي هايي است که در رشته موسيقي کلاسيک مدرک گرفته. علي معروف به عليگيتر (البته درستش اليگيتره ولي ما خودمون علي رو به گيتر وصل کرديم ) پسر خجالتي و ساکتيه. برخلاف دکلمه هاي خشنش که اوايل و اواسط آهنگهاش شنيده مي شه خيلي آرومه و ساکت حرف مي زنه. علي درکشورهاي اروپاي شمالي و روسيه و آسياي مرکزي که بيشتر به سبک ترنس و تکنو علاقه دارند، شهرت زيادي داره و مدتيه که در بين ايراني ها هم شناخته شده. در يک سال گذشته بين ايراني ها شناخته شده و در کنسرتش تو لندن مي شد ديد که هواداران جديدي بين ايراني ها پيدا کرده، مخصوصا که اونشب ديدم تيپ جديدي از بچه هاي ايراني که معمولا سرو کله شون بين ايراني ها پيدا نمي شه، آمدن کنسرت. چند ساعت قبل از اينکه برنامه اش شروع بشه، پشت صحنه گيرش آوردم و اين مصاحبه را باهاش انجام دادم. علي جان اصلا فکر نمي کردم که امشب اينجا ببينمت! چي شد که تصميم گرفتي در کنسرتي با بقيه خوانندگان ايراني شرکت کني؟ دي جي عليگيتر: علتش اينه که اندي با من تماس گرفت و گفت که اگر کاري ندارم بيام امشب اينجا باهاش برنامه اجرا کنم. از اين بابت خوشحالم ولي در عين حال نگران هم هستم، چون اولين باري هست که با خواننده هاي ايراني برنامه اجرا مي کنم. سليقه ها و خواستهاي هوادارها مختلفه. جالبه که داري کم کم وارد محيطهاي ايراني مي شي، با آرش يک آهنگ ضبط کردي (موسيقي زبان منه)، نظرت در مورد کار در محيط ايراني چيه؟ تلخي ها و شيريني ها؟ ۱۰ سالي مي شه که در محيط خارجي کار مي کنم. ولي خداييش اون عشقي که ايراني ها بهت مي دن يک چيزه ديگه است. يک چيزي که ازش دور بودي؟ البته خارجي ها هم مي پرن روي صحنه، مي رقصن ولي ايراني ها يک چيزه ديگه هستن. خيلي تحويلت مي گيرن! اون انرژي که اونا به من مي دن ، فکر کنم ده برابر اون چيزي باشه که من به اونا ميدم. الان که وارد محيطهاي ايراني شدي، فکر مي کني که کارهاي بيشتري به زبان فارسي انجام بدي؟ راستش را بخواهي نه! من هميشه دوست داشتم کاري که انجام مي دهم جهاني باشه و جمع ايراني خارج از کشور يک جمع کوچيکيه. در حالي که من دوست دارم مخاطبهام بيشتر باشه. شايد دوباره آهنگ فارسي کار کنم ولي مطمئن نيستم. اتفاقا من سمرقند که بودم، آهنگ دواي که به زبان روسي هست رو تو يک تاکسي شنيدم. بيشتر جاها تو رو مي شناختن. حالا اين آهنگ در آلبوم جديدته؟ چرا فقط همين يک آهنگ را به زبان روسي انجام دادي؟ من روسيه خيلي کنسرت داشتم و هنوز هم دارم. يکي از اين کنسرتها با يک دي. جي معروف روسي بود و وقتي ديدم که جمعيت براش چقدر هيجان نشون مي ده، به خودم گفتم حتما بايد باهاش يک آهنگ بسازم. با همديگه يک آهنگ ساختيم که الان يکي از پرفرشترين آهنگهاي روسيه هست. فکر کنم اگر در کشوري مثل تاجيکستان که به هر دو زيان فارسي و روسي حرف ميزنن، برنامه اجرا کني خيلي مورد استقبال قرار مي گيره. ايا تصميم داري که اونجاها کنسرت اجرا کني؟ من که خيلي دلم مي خواد، فقط بايد مدير برنامه هام هم بخواد! وقتي که داشتي وسايل کار را براي صحنه آماده مي کردي، خيلي ساده بود: يک ميکسر و دوتا دستگاه پخش سي.دي. بگو روي صحنه اصلا چه کار مي کني؟ سليقه مردم هرکشوري يا هر ديسکويي فرق مي کنه. بنابراين من ده دقيقه، بيست دقيقه اول کنسرت آهنگهاي آزمايشي پخش مي کنم. هاووس مي زارم ترنس مي زارم بعد زير چشمي نگاه مي کنم ببينم که واکنش مردم چيه. وقتي فهميدم چه سبکي دوست دارن، وسط آهنگها ميکسهاي مخصوصي مي کنم مثلا صدا رو تغيير مي دم، سرعت رو کم و زياد مي کنم. خلاصه يک کاري مي کنم که معلوم بشه که اجرا زنده است. دوست دارم يک مروري به آلبومهات بندازيم از آلبومهاي قديميت و سالهاشون بگي؟ اسم آلبوم اولم "تصفيه حساب" (Payback Time) هست که در سال ۲۰۰۰ بيرون اومد، "صداي اسکانديناوي" (The Sound of Scandinavia) آلبوم دومم بود که ۲ سال بعدش بيرون اومد و امسال هم آلبوم "موسيقي زبان منه" (Music Is My Language ). داستان آلبوم اولم "تصفيه حساب" اينه که زماني که من آهنگ Whistle Song را ساختم، پيش هر شرکت موسيقي اي که رفتم آهنگ رو رد کردم ولي زماني که اين آهنگ پرفروشترين آهنگ دانمارک شد، به خودم گفتم حالا بهتون نشون مي دم. اسم آلبوم رو گذاشتم "تصفيه حساب" و يک نسخه براي همه اون شرکتهايي که منو رد کرده بودن فرستادم! حالا پنج سال گذشته ، اين پنج سال چطوري گذشت و چه اتفاقاتي برات افتاد؟ مي تونم بگم دراين پنج سال اتفاقاتي برام افتاد که وفتي بچه بودم تو روياهام مي ديدم. خيلي جاها رفتم، مليت هاي مختلف رو ديدم، بعضي وقتها هم خيلي سخت گذشت، هنوز گاهي هم سخت مي گذره. ولي با وجود همه اين سختي ها نمي خوام اين موقعيتم رو با هيچ چيزي عوض کنم، چون دارم کاري را انجام مي دم که از بچگي عاشقش بودم. الان تلافي اون روزهايي که در دوران دانشجوييت سختي کشيدي، پيتزا فروشي کار کردي و حتي ظاهرا ً اينقدر اتاقت کوچيک بوده که زير ميکسرت مي خوابيدي. حالا کدوم آهنگ از آلبوم جديدت هست که بيانگر اين پنج سال تجربه است؟ يک آهنگ هست به اسم "نزديک تو" (Close to You) که با آهنگهاي ديگه ام فرق داره، کلاسيکه و خودم روش پيانو زدم و يک ارکستر۲۷۰ نفره روسي هم با من همراهي مي کنه. خيلي آهنگ لطيفيه و براي من يک بازگشت به دورانيه که موسيقي کلاسيک کار مي کردم. شنيدم با ابي هم براي يکي از آلبومهاش همکاري مي کني؟ آره، چندتا کار براش فرستادم، که چند وقته ديگه مياد بيرون. کنسرت دي جي الي گيتر خيلي خوب برگزار شد مردم ديگه سالن رو گذاشته بودن رو سرشون. علي با چهار تا رقصنده دختر و يک مجلس گرم کن سياهپوست (يعني MC) روي صحنه آمد. يکساعتي برنامه اجرا کرد و وقتي با آهنگ روسي"دواي دواي" پريد روي صحنه، سالن ريخت به هم. خودش هم پشت مه غليظي داشت با دستگاههاش آهنگ پخش مي کرد. وقتي که از اندي خواست که بياد روي صحنه و آهنگ " يا الله " رو باهاش اجرا کنه، جمعيت ديگه پريد روي صحنه و از شدت هيجان يکجور شورش موقت تو سالن برقرار شد. کلا ً اين اولين اجراي علي تو لندن و اولين اجراش با يک جمع بزرگ ايراني بود. علي الان چه احساسی داری؟ علي : نمي دونم چطوري احساسم رو براتون بگم ولي خيلي به من خوش گذشت و تجربه تکي بود. تابحال اينهمه شور و حال از مردم نديده بودم. مخصوصا ً از نوع ايرانيش که پريدن روي صحنه و بغلم کردنو تابحال اين اتفاق نيافتاده بوده. اميدوارم بيشتر براي ايراني ها کنسرت بدم.Aghasiنعمت الله آغاسي، خواننده سرشناس ترانه هاي عامه پسند ايراني که در سن شصت و شش سالگي بر اثر عارضه قلبي در شهر کرج درگذشت. او از شاخص ترين و محبوبترين چهره هاي فرهنگ کوچه و بازار بود، پس از پيروزي انقلاب اسلامي از اجراي برنامه در داخل ايران منع شد و تنها يکبار در سالهاي اخير اجازه يافت تا در تهران به روي صحنه برود و آواز بخواند.
آغاسي واپسين سالهاي عمر خود را در بيماري و شرايط جسمي وخيمي گذراند. او که اضافه وزن شديدي داشت، به دليل ناراحتي پا قادر به حرکت نبود و نمي توانست با فعاليت بدني از وزن خود بکاهد. به همين سبب، هنگام بازگشت از يکي از سفرهاي خود به خارج از ايران، دچار عارضه سکته قلبي و مغزي شد و در سالهاي اخير تنها به کمک صندلي چرخدار حرکت مي کرد. نعمت الله آغاسي در سال 1318 خورشيدي در شهر آبادان در استان خوزستان به دنيا آمد. او که دوران کودکي و نوجواني را در فقر سپري کرد، به تهران آمد و خوانندگي را در لاله زار، جايي که مرکز بسياري از سالنهاي موسيقي، سينماها و تئاترهاي عامه پسند پايتخت بود، آغاز کرد. او تحت تاثير فرهنگ زادگاه خود، آهنگهاي جنوبي را مي خواند که اغلب مايه موسيقي عربي داشتند و حتي با ريتمهاي تند و شاد نيز، لحن نسبتا محزوني مي يافتند. ترانه هاي آغاسي همچون "آمنه" و "لب کارون" به شدت محبوبيت يافتند و شيوه مخصوص اجراي او که با رقص بندري و دستمالي که به دست مي گرفت همراه بود، در مدتي کوتاه مورد پسند و علاقه تماشاچيان لاله زار قرار گرفت. اما با آنکه به گفته مهدي ذکائي، سردبير مجله جوانان چاپ لس آنجلس، عمر هنري خوانندگان "کوچه و بازاري" در همان لاله زار پايان مي گرفت، آغاسي اين چارچوب را شکست و توانست از لاله زار فراتر برود و شنوندگاني خارج از محدوده مخاطبان هميشگي موسيقي کوچه و بازاري بيابد. او نخستين خواننده لاله زاري بود که از سد شوراي موسيقي گذشت و صدايش از راديو و تلويزيون ملي ايران پخش شد. او به بازي در فيلمهاي سينمايي پرداخت و در کنسرتهاي بزرگ و پرجمعيت آواز خواند. کار موفقيت آغاسي تا جايي رسيد که حتي به دربار سلطنتي ايران راه پيدا کرد و در برابر سفرا و ميهمانان خارجي به اجراي برنامه پرداخت. چنان که سردبير مجله جوانان مي گويد، "آغاسي در ميان خوانندگان کوچه و بازار، مرز ديگري را پشت سر گذاشت." آقاي ذکائي در رمز موفقيت آغاسي را "سادگي" کارهاي او مي داند: "آغاسي حرف دل مردم را مي زد، حرف دل عاشقان ساده و بي رياي کوچه و بازار را که خيلي کم حرفهايشان را کسي شنيده بود. خيلي ساده حرف مي زد، خيلي ساده مي خواند و خيلي ساده روي صحنه بود." مهدي ذکائي يادآوري مي کند که آغاسي قادر بود به راحتي با خوانندگانش ارتباط برقرار کند. به نحوي که با گذشتن چند دقيقه از برنامه او و با خواندن نخستين آهنگش، مردم را به روي صحنه مي کشيد يا خود به ميان آنها مي رفت. به گفته او، شايد براي نخستين بار بود که خواننده اي با ميکروفن به ميان مردم مي رفت و آهنگ مي خواند: "مردم در آواز خواندن او شريک مي شدند."
او چندين بار براي اجراي برنامه به خارج از ايران سفر کرد و کنسرتهايي در شهرهاي مختلف اروپا و آمريکا برگزار کرد. از جمله، همراه با دو خواننده "کوچه و بازاري" ديگر، حسين موفق و ايرج مهديان مجموعه برنامه هايي را با عنوان شبهاي لاله زار اجرا کرد. سرانجام، کمتر از دو سال پيش به مناسبت يکي از اعياد مذهبي، براي نخستين بار پس از انقلاب اجازه يافت تا به تئاتر پارس در لاله زار، جايي که فعاليت هنري خود را آغاز کرده بود بازگردد و روي صحنه آواز بخواند. به گفته آقاي ذکايي: "اين برنامه چنان مورد استقبال قرار گرفت که مردم، لاله زار را بستند و همين (استقبال) سبب شد که دوباره جلوي خواندن او را بگيرند و باز او را به همان خلوتي که داشت بازگردانند." آغاسي از دو ازدواج خود، هفت فرزند و دو نوه داشت که يکي از پسران او، عليرضا، به خوانندگي روي آورده و کمابيش به همان سبک و سياق پدرش مي خواند shadmehrمتولدهفتم بهمن ماه 1351 بچه خيابان هاشمي تهران با اصليت طالقاني وفرزند آخریک خانواده شش نفره (پدرش و برادرانش را در جنگ تحميلي از دست داد که اين مطلب همواره از سوي خود شادمهرتکذيب شده) در شرايط سخت مالي بزرگ شدوگيتار زدن را از حرکات دست گيتاريست ها ياد گرفت وی همچنین فوق ليسانس را از هنرستان موسيقي گرفت.
تا 24 سالگي به خواننده شدن فکر نميکردوبي علاقه به موسيقي اصيل و سنتي بود اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرين موسيقي ميپرداخت وی همچنین براي تماشاي کليپ هاي خارجي بيتابي ميکرد.
رفت و آمد هاي مدام به صدا و سيما براي کار در تلويزيون در سالهاي 72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غير مجاز را در زيرزمين هاي کرج خواند. " متنفر از تجملات " ويلون را خودش ياد گرفت و استاد سوت زدن هست " هرگز حتي سيگار هم نکشيده ، همانگونه که ديديد شادمهر عقيلي در فيلم شب برهنه حتي سيگار دست گرفتن هم بلد نبود " رفاقت با جوانان سالم را دوست دارد " با قرض ارگ خريد " کم غذا و تحت تاثير محبتهاي مادرش " با دست مزد اولين کاستش ( بهار من ) يک پرايد خريد
" از هيچ غذايي بدش نمي آيد " مردم براي خريد آلبوم مسافر او جلوي نوار فروشي ها صف ميکشيد ند ، که حتي به عده اي هم کاست نميرسيد چون خيلي ها چند تا چند تا اين آلبوم را خريداري ميکردند و تمام ميشد " خودش را مديون هيچ کس نميداند جز مادرش و محمد تقي برادرش " هميشه پشيمان از امضاي قرارداد با شرکت پيغام سحر " عاشق اتومبيل بي ام وبيشتر شعرهاي او را نيلوفر لاري پور گفته است " الگوي گيتار : اردشير فرح " شناگر ماهر ( خصوصا شناي قورباغه ) حساسيت بيش از حد نسبت به دندانهايش دست به جيب براي دوستان طراز اول " کم حرف " در تهران پاتوق هيشگي نداشته " اختلاف با بهروز صفاريان بعد از آلبوم مسافر " شايعه عمل زيبايي بيني اش رو تکذيب ميکنه " هر روز اگر گيتار تمرين نکند پکر ميشود " نازانگشتا ( خشاير اعتمادي ) و غزلک (سعيد شهروز )ووسعت سبز(حمید غلامعلی) اوج هنر آهنگ سازي او براي ديگران است.
" زياد دوست ندارد با کسي مصاحبه کند " روزي دويست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگي گيتار و ويلن در تهران " هرگز حاضر نشد که در آلبوم هيچ خواننده اي هم صدايي کند " اختلاف شديد با محمد اصفهاني در تابستان 1379 " ما درش را ميپرستد " يک پوستر را با سرمايه شخصي خودش به بازار فرستادچشمهايش نسبت به موسيقي سنتي روز به روز ضعيف و ضعيف تر شد " عاشق خريد کفش و بيزار از سياست " بابت بازي و خونندگي در پرپرواز 10 ميليون تومان گرفت " نارضي از گريمش در فيلم شب برهنه" درشرايطي به کانادا رفت که مسولين داشتند به خاطر منافع خودشان او را از موزيک پاپ کشور پايين بياورندماهي يک بار به شمال ميرفت " آرزو برگذاري کنسرت را در استاديوم آزادي داشت اما باز هم مسولين ارشاد......... ... " خواننده محبوب : ريکي مارتين " اهل شب نشيني و روزنامه خواندن نيست " استاد کوک کردن سنتور " بعد از سفرش به کانادا فيلم شب برهنه با شکست مالي بدي روبرو شد " عاشق ماشين عوض کردن " به پيشنهاد ، دوستش براي راه اندازي فروشگاه جواب منفي داد " نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاري رفته " آلبوم آدم و حوا رو خيلي دوست دارد و اين آلبوم در ايران هنوز توقيف هست "
علاقه مند موسيقي ترکي " با چند خانواده در تورنتو دوست است " گرفتن تصديق بين المللي در کانادا " آموزش خصوصي گيتار و ويلن در تورنتو " محبوب ترين چهره موزيک پاپ ايران در خارج از کشور " فقط در يک سر شماري کوچک شادمهر 20 مليون هوا دار داشته " طرح کليپهايش را خودش ميدهد " خيالي نيست را بدون دست مزد خواند ولي براي آدم فروش دست مزد خوبي گرفت " يک استوديو خانگي در منزلش درست کرده و مستاجر هست ، البته فعلا " وبلاگ ها ويا سايت هاي تقلبي در مورد خودش را هيچ گاه تکذيب نکرده و ميگويد که هيچ سايت و يا وبلاگي را خودش اداره نميکند واينها همه طرفدارانش هستند " قرار داد با 2 خواننده زن لس آنجلسي که براي آنها آهنگ سازي کند " و روزي 1 يا 2 بار با مادرش در ايران تلفني صحبت ميکند " قبل از عيد سال 83 دست راستش شکست " در تدارک کنسرتهاي بزرگ در کشورهاي پر جمعيت ايراني "چند روز قبل با بهروز صفاريان با تلفن صحبت ميکند و آشتي ميکنند " هيچ گونه هد ف و يا قصد باز گشت ندارد.
در حال حاضر وي در تورنتو كانادا مشغول كار است و ار تباط خود را با وطن و هوادارانش همچنان حفظ مي كند تا كاري باب ميل جوانان اين كشور ارائه دهد و جاي خود را در قلب ايشان نگاه دارد. siavash Ghomayshiآلبوم:فرنگيس محصول سال 1973 فرنگيس طلوع خوش خيال پاييز خالي فاصله با هم غرقابه درد تنها حجاب آلبوم:حکايت محصول کلتکس رکوردز - 1992 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي همه ي شعرها از : مسعود فردمنش کليه تنظيم ها : آندرانيک پرنده هاي قفسي از عشق تو ( قسمت اول ) از عشق تو ( قسمت دوم ) هر دوي ما گم کرده اون روزا حکايت شکايت چوپان بچه ها آلبوم:تاک محصول شرکت ترانه - 1993 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي کليه تنظيم ها : دکتر ايمان فروتن باغ بارون زده ( ترانه سرا : ارلان سرافراز ) چشم انتظار ( ترانه سرا : مسعود هوشمند ) گره گم ( ترانه سرا : امير فرخ تجلي ) ستاره ( ترانه سرا : اميرفرخ تجلي ) فردا ( ترانه سرا : سيامک بحريني ) تاک ( ترانه سرا : مسعود هوشمند ) تاک ( آهنگ بدون کلام ) آلبوم:خواب بارون محصول پارس ويدئو - 1993 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي شعر و تار ( از ماست ... ) : بيژن سمندر از ماست که بر ماست خواب بارون پيوستگي فرنگيس غربت هديه سايه از ماست که بر ماست (بدون کلام آهنگ) آلبوم:قصه گل و تگرگ محصول کلتکس رکوردز - 1994 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي کليه تنظيم ها : آندرانيک قصه گل و تگرگ ( ترانه سرا : ايرج جنتي عطايي ) چه درديست ( ترانه سرا : پاکسيما ) فصل پاييزي پ( ترانه سرا : بيژن سعيدي ) روز برفي ( ترانه سرا : سياوش قميشي ) فاصله ( ترانه سرا : دانش ) غروب ( ترانه سرا : پاکسيما ) آلبوم:قصه امير محصول پارس ويدئو - 1996 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي کليه تنظيم ها : استيو مک کرام غير از مسافر : نويد نحوي کاش از اول ( آهنگ بدون کلام ) بيا برگرد (آهنگ بدوم کلام ) قصه امير ( آهنگ بدون کلام ) کاش از اول ( ترانه سرا : ايرج جنتي عطايي ) بيا برگرد ( ترانه سرا : ناهيد مير بهاء ) قصه امير ( ترانه سرا : امير ) مسافر ( ترانه سرا : ايرج جنتي عطايي ) سراب ( ترانه سرا : امير ) عادت ( ترانه سرا : اردلان سرافراز ) آلبوم:هواي خانه محصول کلتکس رکوردز - 1996 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي کليه تنظيم ها : استيو مک کرام هواي خونه ( ترانه سرا : م. سپند ) دودلي ( ترانه سرا : سامان ) جزيره ( ترانه سرا : سعيد دبيري ) پنجره ( ترانه سرا : ناهيد ميربهاء ) طلوع ( ترانه سرا : پدرام ) نامه ( ترانه سرا : زويا زاکاريان ) آلبوم:قاب شيشه اي محصول آونگ موزيک - 1998 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي کليه تنظيم ها : استيو مک کرام و سياوش قميشي رسواترين عاشق ( ترانه سرا : امير فرخ تجلي ) قاب شيشه اي ( ترانه سرا : ناهيد ميربهاء ) با من باش ( ترانه سرا : ميهن آباداني ) گلهاي پونه ( ترانه سرا : ناهيد ميربهاء ) ديوونه ( ترانه سرا : سياوش قميشي ) گله ( ترانه سرا : فريدون عليخاني ) آلبوم:شهر خورشيد آهنگساز همه ي آهنگ ها : سياوش قميشي City of the sun Mountain Palace Illuminata Moongate Mirror Avenue Shadows In Time The Crown Faces In Stone The Riddle Inside The Circle Children Of The Dawn آلبوم:شکوفه هاي کويري محصول کلتکس رکوردز - 2002 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي تنظيم ها : استيو مک کرام ايروني ( ترانه سرا : سياوش قميشي ) بارون ( ترانه سرا : منوچهر پويا ) زندگي ( ترانه سرا : فرخ تجلي ) طفلکي ( ترانه سرا : ژاکلين ) زمزمه ( ترانه سرا : سياوش قميشي ) جزيره ( ترانه سرا : فرخ تجلي ) دلتنگي ( ترانه سرا : پاک سيما ) ايروني ( آهنگ بدون کلام ) بارون ( آهنگ بدون کلام ) آلبوم:حادثه محصول کلتکس رکوردز - 2001 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي همه ي شعرها از : مسعود فردمنش کليه تنظيم ها :محمد مقدم رنگ ديروز مرد خدا سکوت قرن ما حادثه غريبه قناري بازآ خار آلبوم:نقاب محصول کلتکس رکوردز - 2002 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي کليه تنظيم ها : اروين خاچيکيان آخرين نامه ( ترانه سرا : علي فريد ) خسته شدم ( ترانه سرا : يغما گلروئي ) فاصله ( ترانه سرا : يغما گلروئي ) خاطره ( ترانه سرا : علي فريد ) ميلاد ( ترانه سرا : سلماز ) برگ ( ترانه سرا : مريم قاضي ) نقاب ( ترانه سرا : يغما گلروئي ) آلبوم:بي سر زمين تر از باد محصول کلتکس رکوردز - 2003 آهنگساز تمامي آهنگ ها : سياوش قميشي به جز درياي مغرب : بهمن کاظميان کليهتنظيم ها : اروين خاچيکيان بي سرمين تر از باد ( ترانه سرا : يغما گلروئي ) اگه تو بري ( ترانه سرا : يغما گلروئي ) نفس بکش ( ترانه سرا : يغما گلرويي ) درياي مغرب ( ترانه سرا : بهمن کاظميان ) عسل بانو ( ترانه سرا : يغما گلروئي ) لعنت ( ترانه سرا : يغما گلروئي ) پرسه ( ترانه سرا : يغما گلروئي )25 تم زیبا ویندوز ویستا برای ویندوز XP25 تم زیبا ویندوز ویستا برای ویندوز XP
300فیلم سیصد ساخته فرانک میلر. نمی دونم چیزی در مورد این فیلم شنیدین و جایی مطلبی در موردش خوندین یا نه. این فیلم که محصول سال 2007 هست الان در حال اکران توی آمریکا و اروپاست و بسیار هم سر و صدا ایجاد کرده و موجب اعتراض ایرانی هایی شده که مقین اون کشور ها هستند. خیلی از ایرانی های خارج از کشور به هالیوود نامه و ایمیل ارسال کردند و انزجار خودشون و نهایت خشم خودشون رو از ساخت و پخش چنین فیلم توهین آمیزی ابراز کردند و در داخل ایران هم بعید می دونم خود فیلم هنوز قابل دسترسی باشه ولی مقاله ها و نوشته هایی در بعضی سایت ها نوشته شده. من خلاصه مفیدی از اونها رو اینجا براتون گرد آوری کردم که پیشنهاد می کنم بخونید و در جریان این قضیه قرار بگیرید و بعد لینک اینجا رو برای کسانی هم که می شناسید بفرستید: ![]() فيلم 300 سومين اثر سينمايی است که از روی کتابهای کميک استريپ فرانک ميلر ساخته می شود با این تفاوت که فیلم 300 درباره جنگ های ایران و یونان باستان است. ميلر اين کميک را با اقتباس از فيلمی به نام The 300 Spartans يا 300 اسپارتی که در سال 1962 اکران شده بود، کشيد و حالا از روی این کميک، دوباره فيلمی ساخته می شود که مانند فیلم «شهر گناه» فريم به فريم شباهت تام با نسخه کميک خود دارد. داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشاه ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازههای شهر را به روی لشگر ایران باز می کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشاه به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشاه در نبردهای بعدی. (چيزی شبيه شکست آلمان در نبرد استالینگراد و کسب روحيه متفقين) گذشته از نکات تاريخی آزاردهندهترين قسمتهای 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشیها و موجودات نفرتانگيز ارباب حقهها يعنی «اورکها». کسانی که جز کشتن نمیدانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غولهای ابله داستانهای هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوشتيپ و فداکار زمينگير میشوند.
اما مسأله نگرانکننده اين است که هر گاه قدرتهای بزرگ دنيا با کشوری دچار چالش شدند، تمام تلاش خود را برای زير سؤال بردن تارخ و فرهنگ آن کشور صرف کردند و چه ابزاری مناسبتر از سينما. حتی اگر به تئوری توطئه معتقد نباشيم، در خوشبينانهترین حالت هاليوود نشان داده که میتواند از موج منفی عليه یک کشور کمال استفاده را ببرد و جيبهای صاحبان صنعت فيلمسازی خود را از پول آکنده سازد.
این هم شاه لئونیداس!
و حالا بشنوید نکاتی را که یکی از ایرانیان بعد از دیدن اولین سانس اکران فیلم می گوید: همین الان از تماشای اولین سانس نمایش عمومی 300 برگشتم. اینها نکتههایی هستند که در نگاه اول به نظرم رسیدند. البته اینها مواردی هستند که ارتباط زیادی با روایت تاریخی فیلم و چیزهایی که این روزها راجع به فیلم مطرح میشوند ندارند. اما به هر حال در مورد چنین چیزهایی هم تا به حال کسی چیزی ننوشته:
5- یک بابای گوژپشتی هست که نه چشم آبی دارد نه قد بلند نه شکم شیش تیکه و نه قیافهی خوب و اصولا همهی آتشها از گور این بابا بلند میشود. یک جایی از فیلم که این از حضور در ارتش باحال اسپارت سرخورده شده راهش را کج می کند و زرتی می رود پیش خشایارشاه که توی حرمسرایش منتظر این بابا نشسته، که به لئونیداس خیانت بکند. خشایارشاه هم برای اینکه دل این بابا را به دست بیاورد بهش وعدهی مال دنیا و دخترهای خوشگل و این چیزها می دهد. تصویری که از دخترهای خوشگل مورد نظر خشایار شاه می بینید زیاد چیز جالبی نیست. بیشتر با یک مشت بازیگر فیلم مستهجن طرف هستید. بعد از آن طرف درست در صحنه ی بعدی زن زیبا و با کمالات شاه لئونیداس را می بینید که در غیاب شوهرش به هر دری می زند که بقیه ارتش را هم بفرستد به کمک 300 دلاور شجاع. این تفاوت بین تصویری که از زن در دو طرف ماجرا نشان داده شده و همینطور ترتیب این صحنهها خیلی توی چشم می زند. این هم لینک صوتی از رادیو زمانه. این هم تریلر های فیلم در گوگل که می توانید ببینید: روزنامه همشهری:
فیلم، بدون بزرگنمایی زیباترین و باورنکردنی ترین تصاویر متحرکی است که تا به حال دیده ام (اگر تیزر را با کیفیت بالا ببینید می فهمید. شدیدا توصیه می کنم اگه اینترنت سریع دارید نسخه High Definition اش رو ببینید، واقعا باور نکردنیه). واقعا هر کدام از صحنه های تیزر مثل یک تابلوی نقاشی است در عین حال کاملا با صحنه های کتاب (کامیک) مطابقت می کند. در این شکی نیست. متاسفانه، نکته تاثر برانگیز به تصویر کشیدن ایرانیان در فیلم و کتاب است. متاسفانه، مثل اکثر روایت های غربی از تاریخ، ایرانیان افرادی وحشی و نادان نشان داده می شوند و دیالوگ های کتاب تا سرحد توهین پیش میروند. مثلا یه جا که ایرانی ها در حال افتادن از دره هستند نوشته: Persians gasp and groan and gurgle and scream and stumble and tumble and fall, brains splattering across briny stones, lungs sucking deep of the deadly, satly sea. معنی: پارسی ها نفس نفس می زنند، فریاد ناله سر می دهند، غرغره می کنند، جیغ میزنند، تلو تلو می خورند، تعادلشان را از دست می دهند و سقوط می کنند.
جای دیگر روی تصویری از سربازان ایرانی بر روی شتر نوشته شده: One hundred nations descend upon us. Snorting, snarling desert beasts. Howling barbarians. The armies of all asia pledged to crush the republics of این هم تصاویر ایرانیان در این فیلم:
و در آخر این مجموعه چند نکته که به نظر من (khaales@yahoo.co.in) می رسه: - چرا دولت یا هر مسئول دیگه ای خیلی از این جور مواقع که باید اعتراض کنه و چیزی بگه و تلویزیون باید چیزی نشون بده و بگه و اعتراض کنه، هیچ صدایی ازش در نمی یاد و هیچ چی نمی گه. گرچه وقتی توی اون بازی های ورزشی تو قطر دانشمندان ایرانی رو که همه به ایرانی بودنشون معترف اند رو عربی معرفی می کنند و کسی از مقامات لام تا کام حرفی نمی زنه و چیزی نمی گه نباید الان هم در مورد این فیلم از حرف نزدنشون تعجب کرد. - به نظر شما نامه نوشتن و ایمیل فرستادن و دسته جمعی امضای دیجیتالی کردن به درد می خوره در چنین موضوعاتی؟ به چه دردی؟ با ذکر سه مورد پاسخ دهید!!! - چرا تلویزیون ما فکر می کنه که خیلی هنرمنده و شبکه ها دارند از الان خودشون رو می کشند تا توی عید مردم بیشتر به فیلم های اون شبکه نگاه کنند. آیا هنره که فیلم های این هالیوود رو که فیلم 300 هم تولید شده در همونه رو بگیریم و تند تند دوبله کنیم و نشون بدیم. فیلم هایی که می دونیم پشت همشون از نیک و نیکو که دنبال مامانش می گشت و سرزمین مادریش تا همین 300 افکار صهیونیستی و مخرب هست. اصلا یک سوال شرعی دارم من. خریدن این فیلم ها و پول ریختن تو جیب اسرائیلی ها درسته؟ اشکال نداره که به این وسیله به سازندگان اون فیلم های هالیوودی داره کمک می شه؟ - توی تخته سیاه یاهو مخصوص همین فیلم 300 که رفتم خیلی جالب بود. یه دختری از ایران عکس یک خواننده ایرانی رو گذاشته بود و گفته بود This is a Persian girl now یعنی مثلا این دختر خوشگل ایرانی است و ایرانی ها خوشگل اند و شما چرا شکل گودزیلا نشونشون دادی!!! یکی دیگه از خود امریکایی ها هم نوشته بود آقای میلر شما فیلم تاریخی ساختی یا بازی برای ps2 ؟؟!!! متن حقوق بشر کورش کبیرمتن حقوق بشر کورش کبیراینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران را بر سر گذاشته ام اعلام می کنم که: *تا روزی زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارمغان می کند کیش و ایین و باورهای مردمانی را که من پادشاه انها هستم گرامی بدارم و نگذارم که فرمانروایان و زیر دستان من کیش و ایین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارند و یا انها را بیازارند. *من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی ازاد است که مرا به پادشاهی خود بپزیرد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه ایران و بابل و کشورهای چهارگانه هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمکاران را به کیفر خواهم رساند. *من تا روزی زنده هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور و یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی ان بگیرد. *من تا روزی زنده هستم نخواهم گذاشت کسی, کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد. *من اعلام میکنم که هر کس ازاد است هر دین و ایینی را که میل دارد برگزیند و در هر جا که می خواهد سکونت یابد و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جای اورد و هر کسب و کاری که می خواهد انتخاب نمایید تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننماید و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد. *من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی اعمال خود میباشد.هیچ کس را نباید به انگیزه اینکه یکی از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خانواده کاری نیست. *تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده و کنیز و یا نام های دیگر بفروشد و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بربندد.از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملت های ایران و ممالک چهارگانه که گرفته ام پیروز گرداند. هر کس که تاریخ وطن خود را نداند هموطن خوبی نیست. *** |
درباره من آرشیو دوستان آلبوم تصاویر پیوند هابي ادعاآرشیو موضوعیآخرین پست هانقل مکان به kia-iran.blogfa.comUntitled زندگی دفتری از خاطره هاست DJ Aligator Aghasi دوستان |
||